پنج شنبه, 27 خرداد 1395 ساعت 14:50

نقشه استراتژي سازمان

كليد اجراي موفقيت آميز استراتژي در سازمان اين است كه افراد سازمان آن را فهميده و درك نمايند كه اين موضوع خود شامل ايجاد فرآيندهايي پيچيده ولي در عين حال بسيار حياتي بوده كه طي آن‌ها سرمايه‌هاي نامشهود به خروجي‌هاي ملموس و مشهود تبديل مي‌شوند.

در اين ميان نقشه استراتژي ابزاري مفيد و مناسب براي به تصوير كشيدن اين كار دشوار مي‌باشد. به‌عبارت ديگر نقشه استراتژي ابزاري است كه ميان استراتژي مورد نظر سازمان و ميان فرآيندها و سيستم‌هاي كه به پياده‌سازي استراتژي كمك مي‌كنند، ارتباط برقرار مي‌كند. اين ابزار به كاركنان سازمان يك نگاه مستقيم و روشن مي‌دهد تا بدانند چگونه مشاغل و فعاليت‌هاي ايشان (در نهايت) به اهداف جامع سازمان متصل شده، و ايشان را در جهت انجام كارهايشان هماهنگ مي‌كند.
در واقع شالوده و مبناي كارت امتيازي متوازن را نقشه استراتژي تشكيل می‌دهد كه به گفته كاپلان و نورتون، پياده سازي موفقيت آميز كارت امتيازي متوازن مبتني بر آن است يعني ترسيم دقيق روابط علي- معلولي بين اهداف استراتژيك سازمان در چهار منظر مالي، مشتري، فرآيند داخلي و رشد و يادگيري.
بهترين راه ترسيم نقشه استراتژي استفاده از رويكرد بالا به پايين می‌باشد. اين رويكرد با بررسي هدف و مقصد سازمان آغاز شده و به ترسيم راه‌هاي دست‌یابی به مقصد مورد نظر می‌پردازد. در این راستا مديران ارشد سازمان بايد ابتدا به بررسي بيانيه مأموریت و ارزش‌هاي محوري بپردازند (چرا اين سازمان وجود دارد و اين مجموعه به چه چيزي معتقد است). سپس مديران با در دست داشتن اين اطلاعات مي‌توانند اقدام به تدوين چشم‌انداز، يا همان چيزي كه سازمان مي‌خواهد در راستاي فلسفه وجودي خود باشد، نمايند. اين چشم‌انداز بايد تصوير روشني از هدف كلي سازمان را به تصوير كشد.
همانند كارت امتيازي متوازن، نقشه استراتژي هم براي شركت‌هاي انتفاعي مفيد بوده و هم براي سازمان‌هاي دولتي و غيرانتفاعي كاربرد دارد و از آنجا كه منظرهاي چهارگانه آن با توجه به زمينه فعاليت سازمان مورد نظر قابليت تغيير (كاهش/افزايش) دارد، لذا مي‌توان براي سازمان‌هاي غيرانتفاعي منظر مشتري را به‌عنوان منظر نخستين در نظر گرفت. از اين رو براي تدوين نقشه استراتژي يك الگوي استاندارد وجود داشته كه اين الگو همانند كارت امتيازي متوازن داراي چهار منظر مجزاي مالي، مشتري، فرآيندهاي داخلي و منظر يادگيري و رشد می‌باشد؛ لذا مديران هر سازمان‌ مي‌توانند پس از مرحله تدوين استراتژي، با توجه به ماهيت و زمينه سازمان‌ خود، نقشه متناسب با سازمان‌شان را ترسيم نمايند.
 

«کتاب مدیریت نوین صفحه 156»

نظر دادن

ارسال نظر