چهارشنبه, 26 خرداد 1395 ساعت 17:14

مفهوم خلاقيت و نوآوري

تحقيق در مورد خلاقيت و عناصر آن بيش از يک قرن پيش توسط دانشمندان علوم اجتماعي آغاز شده است، ولي اولين پژوهش جدي را گيلفورد در سال 1950 انجام داد. وي خلاقيت را با تفکر واگرا مترادف می‌دانست. پس از او انديشمندان مختلف سازمان و مديريت تعاريف متعددي از خلاقيت ارائه نموده‌اند، به‌عنوان مثال لوتانز (1992) خلاقيت را به‌وجود آوردن تلفيقي از انديشه‌ها و رهیافت‌های افراد در يک روش جديد می‌داند. بارزمن خلاقيت را فرآيند شناختي از به‌وجود آمدن يک ايده، مفهوم یا کشفی بديع می‌داند (شهرآراي، 1375).

هم‌چنين توني پروکتور، خلاقيت را عبارت از توانايي نگاه جديد و متفاوت به يک موضوع و یا فرآيند شکستن و دوباره ساختن دانش خود درباره يک موضوع و به‌دست آوردن نقش جديد نسبت به ماهيت آن می‌داند. وي در تعريفي ديگر از کلي و راجرز، خلاقيت را پدیده‌ای می‌داند که هنگامي روي می‌دهد که فرد افکار خود را در جهت فهم متفاوت و بهتر يک موضوع يا موقعيت، سازمان دهي می‌کند.
1. خلاقيت يکي از جنبه‌های پایه‌ای در گسترش قابلیت‌های کارکنان دانش‌گراست که در کنار انگيزش، زمينه اصلي ديگر قابلیت‌ها، توانايي‌ها و ویژگی‌های رفتاري اين گروه محسوب می‌شود. اهميت خلاقيت در همه زمینه‌های کسب و کار روز به روز بيش‌تر نمايان می‌شود. سال‌هاست سازمان‌های موفق و پیشتاز در عرصه جهاني، به خلاقيت به‌عنوان يکي از توانایی‌های کليدي می‌نگرند. مديريت امروز براي خلاقيت ویژگی‌های زیر را دريافته است:
 خلاقيت توانايي مشترک همه انسان‌هاست؛
 خلاقيت توانايي ذهني انسان است که به‌ويژه در افراد فرهيخته از هوش عقلاني و منطقی بايد به‌طور جداگانه در نظر گرفته شود؛
 خلاقيت کارکنان می‌تواند در هرگونه شرايط محيطي و فضای سازماني ارتقاء يابد؛
 با رشد خلاقيت کارکنان، نه فقط تحول در قدرت ايجاد ایده‌های نو، بلکه فضاي انگيزش و تحرک آنان دگرگون می‌شود؛
خلاقيت همانند بسیاری مفاهيم بسیاری از براي افراد مختلف معاني متفاوتي، دارد ولي يک عامل مشترک در اکثر معاني خلاقيت اين است که عبارتست از پرداختن به عوامل جديدي که عامل خلاق در آن‌ها موجود بوده و به‌عنوان مجموع ميراث فرهنگي عمل می‌کند ولي آن‌چه که تازه است ترکيب اين عوامل به شکلي جديد است. نوآوري به‌معني استفاده از دانش جديد براي ارائه يک کالا يا خدمات جديد است که مورد درخواست مشتريان می‌باشد. اين نوآوري ترکيبي از خلاقيت و تجاری کردن است.
طبق نظريه مايکل پورتر، نوآوري شيوه جديد انجام کارهايي است که تجاري شده‌اند. فرآيند نوآوري نمی‌تواند جداي از زمينه استراتژيکي و رقابتی شرکت باشد. دانش جديد می‌تواند تکنولوژيکي و یا بازارمحور باشد.
دانش تکنولوژيکي، دانش مؤلفه‌ها، ارتباطات بين مؤلفه‌ها، روش‌ها، فرآيند‌ها و تکنیک‌هایی است که در توليد کالا يا خدمات نمود می‌یابد، کالا يا خدمات جديدي که قيمت آن ارزان‌تر و ویژگی‌های آن بهبود يافته و دارای چنان خصیصه‌هایی است که هیچ‌گاه درگذشته اين‌چنين نبوده و یا اينکه قبلاً در آن بازار وجود نداشته است. چنين کالا و خدمات جديدي، يک نوآوري (خلق دانش جديد تکنولوژيکي و بازارمحور) می‌باشد. پيتر دراکر معتقد است: “کلیدی‌ترین فعاليتي که هر سازمان دارد جابه‌جايي کامل منابع از کسب و کارهای پيشين به کسب و کار و اندیشه تازه می‌باشد.” گاهي نوآوري به‌عنوان ايجاد اتخاذ ایده‌های جديد براي سازمان‌ها توصيف شده است، ولي بايد توجه داشت که ايجاد ایده‌های خوب يا اتخاذ يک ايده جديد، صرفاً آغاز کار می‌باشد و اگر ایده‌ای بخواهد نوآور باشد، بايستي به کالا يا خدمات جديد مورد نیاز مشتري تعميم داده شود.
ريچارد تمبلر در زمينه ايده‌پردازي به مديران توصيه می‌کند:
بايد کارکنان را تشويق به ارائه ایده‌های جديد کنيد و خودتان نيز می‌باید چنين باشيد. ایده‌های جديد را به‌طور آزمايشي به‌کار بگيريد. هر هفته يک ايده جديد را مورد آزمايش قرار دهيد، هرچند ايده نسبتاً ساده‌ای باشد. بهتر است ابتدا ایده‌های کوچک‌تر آزموده شوند تا اطمينان حاصل شود که تيم به‌خوبي می‌تواند خود را با آن تحولات تطبيق دهد و سپس، موارد بزرگ‌تر و جدی‌تر را امتحان کنيد. به هر حال، بهتر است به‌تدريج اين‌کار را بکنيد. به‌همان سرعت که ایده‌های جديدي را طرح می‌کنید، تیم‌تان را نيز به‌منظور اجتناب از فسيل شدن، تشويق به طرح ایده‌هایی جديد درباره وظايف فردي خود نمایيد.
 

«کتاب مدیریت نوین صفحه 106»

 

نظر دادن

ارسال نظر