دوشنبه, 06 ارديبهشت 1395 ساعت 11:56

وضعیت ایران در اقتصاد کنونی

اکنون که به‌طور اجمالی با اعصار مختلف اقتصاد در طی دوران تکامل بشری از قبل از تاریخ تاکنون آشنا شده‌ایم، بد نیست که به وضعیت کشورمان در این دوران بپردازیم و نگاهی کلی به‌جایگاه ایران در اقتصاد کنونی داشته باشیم.
چشم‌اندازی که برای چند سال آینده ایران ترسیم شده است، بی‌گمان متأثر از تحولاتی است که در جهان با ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات پدید آمده است، از این‌رو پذیرش اثرات تحولات جهان کنونی بر اکنون و آینده ایران نقطه عطفی است که ذهنیت و افکار عمومی را به‌جای گذشته به آینده معطوف می‌دارد و فقدان استراتژی مشخص برای رویارویی با آینده به‌همان اندازه مخاطره‌آمیز خواهد بود که بی‌توجهی و نفی آینده تهدیدآمیز است. از این جهت ایران برای پیوند با اقتصاد جهانی یا به‌عبارت کاستلز اقتصاد شبکه‌ای، با چالش‌ها و خلأهای جدی مواجه خواهد شد، چرا که ایران با ذهنیت اقتصاد کشاورزی، توأم با تجربه ناقص اقتصاد دوران صنعتی متکی بر درآمدهای نفتی پای به دوران اقتصاد متکی بر دانایی به تعبیر الوین تافلر و یا همان اقتصاد شبکه‌ای کاستلز می‌گذارد.
فرهنگ رفتار اقتصادی مردم ایران از جمله مواردی است که امکان حرکت و برنامه‌ریزی در مسیر آینده را به‌آسانی نخواهد داد و امکان مقاومت در برابر تغییرات وجود دارد؛ اول کم‌اعتمادی نسبت به برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌ها به‌دلیل آغشته بودن اقتصاد به حرکت‌های سیاسی و دیگر، سلطه حداکثری دولت بر فعالیت‌های اقتصادی. از این‌رو تفکرات اقتصادی ایرانیان به‌دلایل تاریخی گرایش به منافع شخصی، رانت‌طلبی، نزدیکی به مراکز قدرت، دوری از مشارکت فعال اقتصادی، ریسک‌پذیر‌ی اندک و حرکت در جهت افزایش سرمایه از طریق مبادلات تجاری دارد؛ اما این یک روی سکه است. در سال‌های اخیر به‌تدریج رشد مشاغل دوران فراصنعتی به‌ویژه در کلان شهرهایی نظیر تهران نشان می‌دهد که قشر نوظهوری از شهروندان عمدتاً جوان درصدد گام برداشتن بر مبنای اقتصاد آینده هستند. از دیگر موانعی که اقتصاد ایران با آن مواجه شده است عبارت‌اند از:
*     کمبود ذهنیتی پیشرو و آینده‌نگر در حوزه‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری
*     مناقشه بر روی اصول بدیهی عرصه تکنولوژی اطلاعات با هدف نظارت و کنترل
*     شکاف بین بخش خصوصی و بخش دولتی
به‌طوری که در برخی مواقع غلبه «تفکرات تلگراف‌خانه‌ای» بر تحولات اطلاعات و ارتباطات باعث توقف و تأخیر در تصمیم‌گیری می‌شود، در حالی که جهان متوقف نمی‌شود.
ایران می‌خواهد اقتصاد خود را با اقتصاد جهان پیوند بزند، این خواست اگرچه قلبی نیست و بیش‌تر عقلانی است، اما هنوز نگرانی‌ها و دغدغه‌های فزاینده‌ای در پیش است. اگر بخواهیم به‌طور کلی عمده‌ترین مشکلات ایران را در این راستا نام ببریم می‌توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
1.    شهروندان ایران آمادگی ذهنی ندارند و شناخت آن‌ها از جهان آینده، معرفتی ناقص است. (از حیث بدنه اجتماعی)
2.    تصمیم‌گیرندگان هنوز تردید دارند و ساختار تصمیم‌گیری قابلیت انعطاف‌پذیری لازم برای زنده ماندن و نباختن بازی را ندارد و روحیه ترجیح حفظ وضع موجود بر اصلاح ساختار اقتصادی به‌دلیل شکل‌گیری تفکرات مدیریت اقتصادی از اقتصاد دولتی هم‌چنان پابرجاست (از حیث بدنه حاکم)
3.    ساختار اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران به‌دلیل تحولات تاریخی هنوز اقتدارگرایانه و میل به رویکرد عمودی دارد و کم‌تر مشارکت‌پذیر است.
4.    تصمیمات احساسی وآزمون وخطایی کماکان بر تصمیمات عقلانی وعلمی غلبه دارد و اقتصاد ایران از این مسأله رنج می‌برد.
با توجه به مسائل و مشکلاتی که گریبان‌گیر کشورهای در حال توسعه‌ای همانند ایران شده است و به‌طور اجمالی به گوشه‌ای از این مشکلات در بالا اشاره شد. شناخت درست ویژگی‌ها و اصول و قوانین حاکم بر عصر جدید (که خواه یا ناخواه همه‌ی شرکت‌ها به آن وارد شده‌اند) و تطابق با این قوانین می‌تواند نجات‌بخش شرکت‌های ایرانی از این اوضاع باشد.
«کتاب مدیریت نوین صفحه 27»

نظر دادن

ارسال نظر